تبليغاتX
کودکانه های نازلی


بعد از بیش از یک ماه دوباره دارم می نویسم !!!!!! باورم نمیشه
در گیری های دانشگاه بود که خوب خدا رو شکر الان به لطف دوستان اوضاع به نسبت بهتر شده و امیدوارم بهتر بشه

خوب الان میخوام از این لوس بازی ها در بیارم و از کسانی که تو این مدت خیلی کمکم کردن تشکر کنم

به نام او که مثه همیشه منو خجلت زده کرد  و با قدرت جادویی و روش زیبایش مشکلات رو حل کرد و منو به فکر فرو برد.

اول از همه از هانی عزیز که واقعا مثه عسل می مونه  و مثه همیشه به غر های من با حوصله گوش داد و در تمام این مدت به بهترین شکل منو راهنمایی کرد. هانی جون خیلی چاکریم (وای داشتم دیونه میشدم نتونستم لغت بهتری پیدا کنم) دست گلت خیلی درد نکنه

بعد از اون مازیار که اون هم واقعا سنگ تمام گذاشت و تمام تلاششو کرد که به من ناشی روش های حل مساله را بگه. (توی پ‍رانتز من هم تا تونستم سوتی دادم) آقا مازیار! مادر خیر از جونیت ببینی

مهشبد با مهربونی هاش-سونا با منطق زیباش - فائزه با بیان تجربه هاش - مریم با امید دادن ها  و خوب تمام کسان دیگه ای که با حوصله به من گوش دادن و کمک کردن از همه تشکر می کنم. و می دونم اگه شما ها نبودین من هم الان اینجا نبودم دسته همه درد نکنه

.............

هوررررررررررررررررااااااااااااااااااااااااا

بازگشت به وطن رو به خودم تبریک می گم

.......................

امید دارم که دیگه غیبت های صغری نداشته باشم

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم بهمن 1385ساعت 20:43  توسط نازلی  | 



+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم بهمن 1385ساعت 20:6  توسط نازلی  |