فکر کنم واسه اینه که خیلی زیبا (پررو نشی ها
) نوشته بودی مثه همیشه اما می خواسم اینو بگم که چرا همه فکر می کنن سر جاشون نیسن؟ چرا هیشکی راضی نیس؟ واقعا چرا؟ در صورتی که همه ماها تو کودکی می دونسیم چی می خوایم کلی برنامه واسه خودمون داشتیم! ولی حالا به اونا که نرسیدیم هیچ علت بودنمون رو هم نمی دونیم ...... جالب تر اینکه عده ای نمی دونن چرا اینجان و با تمام قوا تلاش هم می کنن نمی دونم شاید اونا کار درستی می کنن....
دیروز تو یکی از off هام این رو خوندم "در بيکرانه زندگي دو چيز افسونم ميکند: آبي آسمان را که ميبينم و ميدانم که نيست و خدا را که نميبينم و ميدانم که هست" منم واسه آبجی بزرگه فرستادمش با اضافه کردن این جمله که " اما من در زندگی بیشتر از این افسون می شم که الان اینجا چی کار می کنم!" فکر کنم بتونی تصورش رو بکنی چی شد. رگبار جملات همیشگی سرازیر شد که "دیوانه یه نازلی مثه کنه با هر بدبختی شده باید بتونه کارشو تموم کنه ....................." مثه عادت همیشه حرفم رو خوردم که نه منظورم این نبود و که آره من حتما تمومش می کنم تنها از این افسون شدم که چرا من اینجام نه یکی دیگه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
اینقدر ترسیدیم اینقدر همیشه فکر کردیم که بزرگتر ها بهتر از ما می دونن که الان حتی نمی دونیم از چی خوشمون می آد!! برناممون واسه بعد چیه؟ و یه سریمون که هنوز تواناییشو دارن ادامه میدن و یه سری دلسرد با این سوال که ما اینجا چه می کنیم؟ آخه تا کی ؟تا کجا؟ چقدر ضرر دیگه؟ آیا اصلا قابل برگشت هست؟ ...می دونم الان داری به این فکر می کنی که این دیگه آخریشه اینو تمام کنم دیگه واسه خودم هستم اما آیا اون روز می رسه؟
تا حالا شده کسی ازت ببپرسه هدفت چیه؟ می خوای چی کاره شی؟ نه! خوب من می پرسم. گمون کنم فوری می خوای چیزیو بگی که نگفته پشیمون میشی که نه من اینو دوست ندارم یه کم فکر میکنی ولی بعد از چن دقیقه.. چن ساعت.. چن روز.. چن هفته.. چن ماه.. چن...... از خودت می پرسی واقعا هدف من چی بود؟ من از زندگی چی می خواسم؟ کمی فکر می کنی
تمام تلاشتو می کنی که یه هدف پیدا کنی ولی هر چی بیشتر تلاش می کنی بیشتر دور میشی آخه سخته که چیزی پیدا کنی که یه ذره به زندگی الانت بخوره! چی کار می کنی؟ تصمیم به کن فیکون می گیری؟ ....قبل از عملی کردنش باز یه چیزی بهت می گه پس بزرگترا چی می شن؟؟؟؟!!!!! سخت می شه حالا باید یکی رو انتخاب کنی اما کدومو ؟..... چون نمی تونی سعی می کنی راه سوم رو پیدا کنی ....
کاش میشد به عقب برگشت. به روزهایی که می دونسیم تو اون دنیای کوچکمون چی می خوایم و همون آرزوهای کوچولوی خودمون رو عملی کنیم نه آرزوهای بزرگ دنیای بزرگا......
خدای را
ناخدای من!
مسجد من کجاست؟
در کدامين دريا
کدامين جزيره؟ـ
آنجا که من از خويش برفتم تا در پای تو سجده کنم
با دست های عاشقت
آنجا
مرا
مزاری بنا کن!
شاملو
چقدر افسوس خوردی چرا در یکی از کشورهای اروپایی یا امریکایی نیستی؟
چقدر دلت خواسته که وقتی صبح می خواهی بری سر کار توی ترافیک نمونی؟
چقدر دلت میخواد توی هوای آلوده نفس نکشی؟
چقدر دلت خواسته توی مدرسه یا دانشگاه عالی درس بخونی؟
چند بار این تقصیر ها رو گردن دولت انداختی؟
چند بار گفتی که زمانی که تمدن در ایران بود تمدن داران حاضر کجا بودن؟
چقدر ..... چند بار .....
متاسفانه این عادت تمام ما ایرونی هاس نشستن و غر زدن و حسرت خوردن.
ولی این بار بیا فقط برای یک بار با خودت صادق باش .......
چشمات رو هم بذار و سعی کن به یاد بیاری تا حالا به عنوان یک ایرانی چه کاری واسه ایران کردی!
...........................
...........................
فکر کنم فردوسی این رو بهتر گفته:
شعر "از خاک ایران زمین" با صدای علیرضا قربانی


