دویاره تعطیلی
و هوا بس ناجوانمردانه سرد است
دکونا بس ناجوانمردانه بسته
مستان سلامت می کنند (با صدای سراج)
مستان سلامت می کنند
جان را غلامت می کنند
مستی ز جامت می کنند
مستان سلامت می کنند
غوغای روحانی نگر
سیلاب طوفانی نگر
خورشید ربانی نگر
مستان سلامت می کنند
آن میر غوغا را بگو
وان شور و سودا را بگو
وان سرو خضرا را بگو
مستان سلامت میکنند
ای آرزوی آرزو
این پرده را بردار ازو
من کس نمیدانم جز او
مستان سلامت میکنند
ای ابر خوش باران بیا
ای مستی یاران بیا
ای شاه طراران بیا
مستان سلامت می کنند
چه بی قرارم از دوریت
چقدر دورم از تو و
چقدر خم شده از فراقت
انتظار و انتظار
تا بیایم تا بیایی
تا ببینمت تا بیابمت
و آن لحظه را به هر شب و روز
به انتظار می نشینم
و به هر لحظه تکرار می کنم
به آغوش کشیدنت را
بوسه باران کردن وجودت را
سیل کردن رخسارت را
اگر بیایی
اگر بیایییی
چن روز باید به تماشایت بنشینم
تا جبران کنم
تمام لحظات دوریت را
اصلا مگر جبران پذیر است!!
که چقدر حرف نگفته دارم
و چقدر نگاه نکرده
هر روز آنها را زیر و رو می کنم
تا از یاد نبرم قطره اش را
اگر بیایی
اگر بیایی
اگر بیایی
۳ ماه دیگه مونده فقط ۳ ماه دیگه
می خواهمت
بی قرارتم
بیا


