تبليغاتX
کودکانه های نازلی


ساده است نوازش سگی ولگرد
شاهد آن بودن که چگونه زیر غلتکی می رود
وگفتن اینکه سگ من نبود

ساده است ستایش گلی
چیدنش واز یاد بردن
که گلدان را آب باید داد

ساده است بهره جویی از انسانی
دوست داشتن بی احساس عشقی
او را به خود وانهادن و گفتن که دیگر نمیشناسمش

ساده است لغزشهای خود را شناختن
با دیگران زیستن به حساب ایشان
و گفتن که من این چنینم

ساده است
که چگونه می زیم

باری زیستن
سخت ساده است
و پیچیده نیز هم
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386ساعت 13:23  توسط نازلی  | 



لحظه ی دیدار نزدیک است
باز من دیوانه ام،‌ مستم
باز می لرزد دلم، دستم
باز گویی در جهان دیگری هستم

های ! نخراشی به غفلت گونه ام را تیغ
آی!  نپریشی صفای زلفکم را دست
آبرویم را نریزی دل
ای نخورده مست
لحظه ی دیدار نزدیک است...

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم اسفند 1386ساعت 6:48  توسط نازلی  | 



فقط ۱۰ روز دیگه...
و
ساری گلین کار مشترک علیزاده و گاسپاریان
که ارزش شنیدن رو داره چه بسا مثه من عاشقش بشین و وقت و بی وقت اونو بذارین!!
+ نوشته شده در  جمعه دهم اسفند 1386ساعت 12:33  توسط نازلی  |